| معیارهای درونگرایی/برونگرایی |
| مقدّمه: ورود به بحث از آنجا که اصولا مثل هر دو زوج ضدّ دیگری، تعریف یکی از دو مقولهٔ درونگرایی و برونگرایی جهت شناخت دیگری لازم و کافی است، به دلخواه، یکی را انتخاب کرده، تعریف میکنیم. طبیعتا، مانند هر خصلت دیگر انسانی، هیچ یک از این دو، در ذات خود نکوهیده نیستند؛ چه، بسیار اندکاند کسانی که فاقد یکی از این دو خصلت باشند. در واقع میتوان گفت برای هر انسان میزان مشخّصی از درونگرایی و برونگرایی قابل دریافت و اندازهگیری است. هدف از این نوشتار، ارائهٔ معیارهایی "جامد" و مشخّص جهت تعیین فرد به عنوان درونگرا یا برونگر نیست. بلکه ارائهٔ مشخّصاتی است که گاهی باعث میشوند افراد را درونگرا یا برونگرا بنامیم. یکم: در فرهنگ عامّه به چه کسی میگوییم درونگرا؟ درونگرا، معمولا در ذهن افراد، تصویری از یک فرد منزوی و گوشهگیر ایجاد میکند که در ارتباط با جامعهٔ کوچک یا بزرگ دور و بر خود دچار مشکل است. طبیعتا، چنین تصویری برای ذهن بشر، که برای زندگی اجتماعی آفریده شدهاست، تصویریاست بیمارگون که انسان را از گرایش به درونگرایی باز میدارد. از سوی دیگر، فرد برونگرا در فرهنگ عمومی مردم، در اقصی نقاط دنیا، به فردی گفته میشود که معمولا به سرعت افراد دیگر را به خود جذب کرده، و دارای مهارتهای اجتماعی خاصّ و ویژهایاست. دوم: درونگرا حقیقتا کیست؟ از دیدگاه علمی، درونگرایی خصلتیاست که منجر به عدم در اشتراک گذاشتن اعتقادات، عواطف و اطّلاعات با جمع توسّط فرد میشود. امّا آیا فرد برونگرا کسیاست که همهٔ این موارد را با غیر به اشتراک میگذارد؟ جواب منفی است. بیایید اسم همهٔ این مسائل را به طور کلّ مسائل به اشتراک گذاشتنی بگذاریم. این مسائل معمولا در یکی از دستههای زیر قرار میگیرند: 1. مواردی که در حیطهٔ زندگی شخصی محسوب میشوند و به اشتراک گذاشتنشان ضرورتی ندارد. 2. مواردی که در حیطهٔ زندگی شخصی محسوب میشوند و به اشتراک گذاشتنشان ضرورت دارد. 3. مواردی که در حیطهٔ زندگی شخصی محسوب نمیشوند و به اشتراک گذاشتنشان ضرورتی ندارد. 4. مواردی که در حیطهٔ زندگی شخصی محسوب نمیشوند و به اشتراک گذاشتنشان ضرورت دارد. در این تعاریف چهارگانه، از ترکیب (زندگی خصوصی) × (ضرورت اشتراک) استفاده شده است. پس بدیهی است که تعریف اینکه چه چیزی در حیطهٔ زندگی خصوصی قرار دارد و ضرورت به اشتراک گذاشتن یک موضوع چه هنگام پیش میآید، همهٔ آن چیزی است که افراد را از جهت درونگرا بودن و یا برونگرا بودن با یکدیگر متمایز میکند. حتّی گاهی میتوان گفت فرد در لحظهای درونگرا و در لحظهای دیگر برونگراست. سخن آخر: نتیجهگیری اساساً اینکه بگوییم "فلان فرد یک فرد برونگراست" یک جملهٔ ذاتا غلط است. این غلط بودن هم از دیدگاه انسانشناختی و هم از دیدگاه منطقی مطرح است. از دیدگاه منطقی از آنرو که به جهت غلط بودن اطلاق مطلق صفت برونگرایی به یک فرد مشخّص، گزاره سالب به انتفاء مقدّم است. از دیدگاه انسانشناختی از آنرو که هیچ فرد را نمیتوان با قید صفات و خصوصیّات ذاتیّه منحصر به رفتاری خاصّ نمود؛ چرا که انسان موجودیاست دایمالتّغییر. اینکه ما از فرد مشخّصی بیشتر رفتاری درونگرایانه دیدهایم تا برونگرایانه، موجب این نیست که الزاماً این گونه رفتار در زندگی فرد بر منش او اثری دایمی داشته باشند؛ چه، ممکن است فرد در حضور آشنایان نزدیکتر، رفتاری کاملاً برونگرایانه داشته باشد. پس به عنوان کلام آخر آنکه، بهتر است در مورد مسئلهٔ درونگرایی نیز، همانند تمام مسائل انسانشناختی دیگر، به هیچ انسانی برچسب مشخّص و واحدی نزنیم. دریافت نسخهٔ پی.دی.اف. |